یکشنبه 1387/01/18
خلاصه قسمت ۳۶ امپراطور دریا !!!!
سلام دوستان عزيزم خلاصه قسمت سي و ششم امپراطور دريا را تقديم ميكنم.
![]()
گونگ بوك و افرادش تصميم ميگيرند در يكي از سواحل جزيره پياده شوند و سپس با پياده روي به كشتي ارباب لي برسند.از اين طرف ارباب لي كه عدم حضور طولاني يوم مون نگرانش كرده توسط يكي از دزدان متوجه ميشود كه يوم مون براي تامين غذا براي افراد با يك كشتي عازم شده همچنين رييس جانگ را هم با خود برده است.گونگ بوك با اسيري يكي از دزدان متوجه ميشود كه يوم مون از جزيره رفته اما دستور ميدهد كه براي حمله شب هنگام به كشتي ارباب لي آماده باشند
![]()
يوم مون وافرادش براي تامين مايحتاج غذايي به جزيره باريونگ حمله ميكنند و شروع به كشتار مردم و سربازان ميكنند در اين فرصت جانگ دال وخدمتكارش از فرصت استفاده ميكنند و همانطور كه از قبل قرار گذاشته بودند فرار ميكنند از اين طرف هنگام شب گونگ بوك و افرادش حمله به شكتي ارباب لي را آغاز ميكنند و با حمله اي سريع با كشتن گارد محافظ وسربازان وارد اتاق ارباب لي ميشوند.او از ديدن گونگ بوك شوكه ميشود ولي نتيجه صحبتهاي آنها اين ميشود كه گونگ بوك با يك ضربه ارباب لي را ميكشد
![]()
گونگ بوك دستور ميدهد كه افراد به جسد ارباب لي كاري نداشته باشند تا يوم مون كه برگشت جسد اربابش را ببيند زيرا عصبانيت او با ديدن جسد اربابش در جنگ با او به نفع آنهاست .گونگ بوك دستور بازگشت به چانگ هي را ميدهد از اين طرف يوم مون كه ذخاير غذايي را جمع كرده و به جزيره بازگشته بود با ديدن جسد ارباب لي اشكانش سرازير ميشود
![]()
جانگ دال نزد بانو جمي ميرود و از او درخواست ميكند كه او را به عنوان خدمتكار خودش بپذيرد او موضوع مرگ ارباب لي را به بانو جمي ميگويد سرانجام بانو جمي او را قبول ميكند و ميگويد كه براي اثبات وفاداري يك شانس به او ميدهد لرد كيم ووجينگ نيز با شنيدن خبر مرگ ارباب لي توسط گونگ بوك براي ديدن او به چانگ هي ميرود از اين طرف دزدان دريايي جسد ارباب لي را در مراسمي ميسوزانند
![]()
اما از اين قسمت شخصيت جديدي به مجموعه اضافه ميشود .كيم يانگ كه فرد جاه طلبي است به عنوان فرماندار جديد موجينجو به آنجا مي آيد و پست فرمانداري را برعهده ميگيرد او دقيقا تمام كارهايي كه فرماندار موجينجو با حمايت بانو جمي كرده را به او ميگويد و سپس ميگويد قصد داشت كارهاي او را گزارش كند ولي به احترام فرمانده بودنش از آن ميگذرد بانو جمي به ديدار فرماندار جديد مي آيد
![]()
اما فرماندار او را به حضور نميپذيرد .فرماندار جديد براي تشكر از لرد كيم ووجينگ به چانگ هي ميرود ولي لرد كيم با او سرد برخورد ميكند وبه جانگ هوا درباره علتش ميگويد كه او بازمانده يكي از افرادي است كه قصد برانداختن حكومت را داشتند ولي پدر لرد كيم ووجينگ او را نجات داد و او ياد گرفت كه چگونه با اين شرايط زنده بماند .لرد كيم اشاره ميكند كه دوست ندارد او نزديكش باشد
![]()
يوم مون براي ديدار بانو جمي ميرود و به او ميگويد كه احتياج به كمكش دارد و اگر او كمكش نكند بد خواهيد ديد و او را با خودش نابود ميكند !بانو جمي نيز بعد از فكر قبول ميكند يكي از روساي دزدان دريايي ب اافرادش تسليم گونگ بوك ميشود زيرا گونگ بوك دزداني كه خودشان تسليم شوند را نميكشد .يون هاجين را در جاي خلوتي ملاقات ميكند و ميگويد كه دلش براي او تنگ شده است و بعد... در آغوشش ميگيرد ! گونگ بوك و رييس موچانگ آنها را ميبينند ولي چيزي نميگويند و به اين نتيجه ميرسند كه براي اين دو عاشق ومعشوق هم كه شده بايد زودتر دزدان دريايي را سركوب كنند تا آنها به خواسته قلبيشان برسند
![]()
يوم مون نقشه اي براي نفوذ به مقر گونگ بوك ميكشد او جوان زيردستش را با گروهي براي تسليم شدن به چانگ هي ميفرستد وسر يكي از روسا را هم به او ميدهد تا باعث جلب اعتماد گونگ بوك شود آنها به چانگ هي رفتند وبا اين حربه توانستند وارد گروه گونگ بوك شوند.يوم مون نيز با افرادش بسوي چانگ هي مي آيد افراد تسليم شده در يك لحظه در بندر افسران امنيتي را ميكشند و بندر براي ورود يوم مون آماده ميشود.يوم مون نيز از راه ميرسد ....
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


